عبدالله مستوفى

466

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

دموكراتها به عمل آمد ، توجه دولتين انگليس و روس را جلب كرد . از قوه‌اى كه روسها در سرتاسر شمال ايران داشتند عده‌اى را بنزديك پايتخت خواسته و سفيركبير عثمانى را كه نميدانم بچه مقصد از تهران خارج شده بود اسير كردند . شهر تهران مورد تهديد واقع شد و كابينهء مستوفى الممالك تصميم گرفت پايتخت را باصفهان منتقل كند . بكلنل ادوال ، قائم مقام ژنرال يالمارسن ، امر داده شد مركز خود را باصفهان منتقل نمايد ، بوكلاء هم گفته شد باصفهان بروند ، روز هفتم محرم 1334 عمليات اين نقل‌وانتقال شروع گرديد ، من در اين سياست وارد نبوده و از جزئيات مسألهء مهاجرت بى اطلاعم و چون جز حافظهء خود منبع ديگرى براى نوشتن اين « شرح زندگانى خود » نمىخواهم داشته باشم ، ناگزير از كسى چيزى در اين موضوع نمىپرسم و اجمالا مينويسم تمام وكلا و تمام آنها كه در مدت جنگ بين‌الملل ، در سياست ، هيزم ترى بانگليسها و روسها فروخته و آنها كه در تحشيد قواى داوطلب براى آلمانها دوندگى كرده بودند يا جزو اين قوه بشمار ميآمدند ، تهران را ترك گفتند . در اين ضمن بعضى هم بودند كه تظاهر بخرج داده و ميخواستند در نزد جامعه اهميتى پيدا كنند و از راه لزوم مالايلزم ، پياز جزء ميوه‌جات كرده با سايرين به راه افتادند . بعضىها هم بودند كه مسلما طرف تعرض نبودند ولى واقعا از راه عقيدهء ايران‌دوستى و وطن خواهى تحمل اينوضع بر آنها گران بود و نميخواستند بيش از اين گرفتار اين اوضاع باشند . بهرصورت همگى به سمت قم حركت كردند و بعدها هريك از آنها بجانبى متفرق شدند و بعضى به خاك عثمانى و حتى ببرلن هم رفتند . ولى باقدامات سفارتين و قول‌وقرارها و وعد و وعيدها از حركت شاه و هيئت دولت باصفهان جلوگيرى به عمل آمد . تشكيلات جديد ماليه تشكيلات آقاى وثوق الدوله و اجراى قانون جديد ، با كمى پس و پيش ، در همين اوقات به عمل آمد . مشار الملك معاون ، عميد الحكماء كه عميد السلطنه شده بود ، رئيس تشخيص عايدات ، منتخب الدوله رئيس محاسبات و جناب آقاى دكتر ولى اللّه نصر كه با پاكدامنى و نيكمردى خدشه‌ناپذير ، در قوانين ماليه عامى بحت بسيط بود ، به حكم إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ « 1 » رئيس ديوان محاكمات شدند . اما كميسيون تطبيق حوالجات كه در قانون جديد قائم مقام ديوان محاسبات شده بود ، چون انتخاب آن برحسب قانون به پيشنهاد وزارت ماليه و انتخاب مجلس منوط و اين پيشنهاد و انتخاب به عمل آمده بود . ميرزا محمد على خان برادرزاده و آقا ميرزا رضا برادرم و عز الملك كه قبل از اين تشكيلات هم مشغول اين كار بودند ، قابل تغيير نبودند . ميرزا زين العابدين خان برادرزادهء ديگرم هم مدعى العموم ديوان محاكمات تعيين شد . اين آقايان هم هريك در ادارهء خود عده‌اى از كاركنان خزانه را بتناسب جمع‌آورى كردند و دوائر زيردست خود را بين آنها تقسيم نمودند ته‌ماندهء بلژيكيهاى ماليه بعضى بگمرك رفتند و برخى ايران را ترك گفتند . لولو كه شايد

--> ( 1 ) - سورهء هود آيهء 116